خبرنگاران از غم نشستم، تنها و گریستم... و هنوز می گریم

به گزارش فروشگاه لباس، تهران- خبرنگاران- علی رفیعی، مدرس، نویسنده، مترجم و کارگردان سینما و تئاتر که سال های دوستی و همکاری با پرویز پورحسینی بازیگر فقیدداشت در یادداشتی از این دوستی طولانی و حال فراق و سوگ از دست دادن او نوشت.

خبرنگاران از غم نشستم، تنها و گریستم... و هنوز می گریم

رفیعی در این یادداشت نوشته است: اواسط دهه چهل، طی یکی از سفرهای تابستانه از فرانسه به ایران، دوستی مان بیرون از تئاتر شکل گرفت؛ تداوم این دوستی را تئاتر پیش برد و استحکامش را شخصیت منحصر به فرد و اخلاق و نظم حرفه ایِ این شخصیتِ بی نظیر.

از آن زمان تا امروز و از امروز تا خاتمه، پرویز پورحسینی برای من نمونه کامل نظم، اخلاق، وجدان حرفه ای و عشق به بازی کردن بوده و خواهد ماند. بعد از نخستین اجرای صحنه ای ام - آنتیگونه - با دانشجویان تئاتر دانشگاه تهران، تا بروز انقلاب، من در تئاتر شهر مستقر شدم و گروه بازیگران شهر را با بهترین بازیگران جوان و حرفه ای تشکیل دادم. در سه نمایش حرفه ای و پی در پی، پرویز پور حسینی - که بازیگر ارشد آن گروه بود - در سه نقش مهم نقش آفرینی کرد.

بعد از انقلاب، به محض این که فرصت به صحنه رفتن یافتم، بازهم از موهبت حضورش برخوردار شدم. پرویز یکی از نقش های اصلیِ یادگار سال های شن را بازی کرد. او از نادر هنرپیشه هایی است که هم کارگردان از همکاری اش لذت می برد و بهره می گیرد و هم امنیت و دلگرمی وافری نصیب سایر بازیگران گروه می کند.

کم هستند هنرپیشه هایی که در طول ماه ها تمرین، شوق و اشتیاقی که پرویز در منِ کارگردان ایجاد می کرد، ایجاد کنند؛ و کم هستند هنرپیشه هایی که پس از ماه ها تمرین و خستگی، شور و اشتیاقی که پرویز هنگامِ بازی در برابر تماشاگران داشت، همچنان داشته باشد. و با این پیشینه، پای ایستادن از من رفت، وقتی خبر را شنیدم؛ تکیه بر دیوار، از غم نشستم، تنها، و گریستم... و هنوز می گِریَم...

او یکی از سرمایه های بزرگ هنرهای نمایشیِ ما بود و فقدانش ضایعه ای جبران ناپذیر برای صحنه های ما.

منبع: ایرنا

به "خبرنگاران از غم نشستم، تنها و گریستم... و هنوز می گریم" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "خبرنگاران از غم نشستم، تنها و گریستم... و هنوز می گریم"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید